در کوچه و پس کوچه های شهر دیدمبانگ جرس ازدور گردی را شنیدمفریاد می زد عاشق سوته دلانم در بزم وصف عارفان شیرین زبانمگفتم بیا دوری مکن ای مست مجنونگفتا بگو مجنون من گردیده دل خونگفتم در این دنیا چرا بی اعتناییگفتا در این ماوا ندارم من سراییگفتم بیا ای راهب دل خسته بنشینگفتا که درد عاشقی رانیست تسکیناین دور گرد از کوچه دلها گذر کردآیین رندان را از این وادی بدر کردماشاءالله 99 6 29
برچسب:
نویسنده: محمد پورحسین
تاريخ: دوشنبه
21 فروردين
1402 ساعت: 5:49